جمعه 1387/04/28
شاعر و فرشته
شاعر و فرشته ای با هم دوست شدند فرشته پری به شاعر داد و شاعر, شعری به فرشته. شاعر پر فرشته را لای دفتر شعرش گذاشت و شعرهایش بوی آسمان گرفت و فرشته ,شعر شاعر را زمزمه كرد و دهانش مزه عشق گرفت.
خدا گفت:دیگر تمام شد. دیگر زندگی برای هردوتان دشوار می شود. زیرا شاعری كه بوی آسمان را بشنود, زمین برایش كوچك است؛ و فرشته ای كه مزه عشق را بچشد,آسمان برایش تنگ.
فرشته دست شاعر را گرفت تا راه های آسمان را نشانش بدهد و شاعر بال فرشته را گرفت تا كوچه های زمین را به او معرفی كند. شب كه هر دو به خانه برگشتند, روی بال های فرشته قدری خاك بود و روی شانه های شاعر چندتا پر...
فرشته پیش شاعر آمد و گفت : می خواهم عاشق شوم .
شاعر گفت : نه, تو فرشته ای و عشق كار تو نیست .
فرشته اصرار كرد و اصرار كرد.
شاعر گفت :اما پیش از عاشقی باید عصیان كرد واگر چنین كنی از بهشت اخراجت می كنند. آیا آدم وسرنوشت تلخش را فراموش كرده ای اما فرشته باز هم پافشاری كرد, آن قدر كه شاعر ناچار نشانی درخت ممنوعه را به او داد.
فرشته رفت و از میوه آن درخت خورد,اما پرهایش ریخت وپشیمان شد. آن گاه پیش خدا رفت و گفت:خدایا مرا ببخش, من به خودم ظلم كرده ام, عصیان كردم و عاشق شدم. آیا حالا مرا از بهشت بیرون می كنی؟
-پس تو هم این قصه را وارونه فهمیدی! پس تو هم نمی دانی تنها آنكه عصیان می كند و عاشق می شود, می تواند به بهشت من وارد شود! و آن وقت خدا نهمین در بهشت را بازكرد. فرشته وارد شد و شاعر را دید كه آنجا نشسته است, در سوگ هشت بهشت و رنج هبوط!
فرشته حقیقت ماجرا را برایش گفت. اما او باور نكرد.
آدم ها هیچ كدام این قصه را باور نمی كنند.تنها آن فرشته است كه می داند بهشت واقعی كجاست!
یکشنبه 1387/04/16
خیال
برای کودکی که نداشت شعر می خواند
و در آغوش مردی که نبود می خوابید
شنبه 1387/04/15
Crash! Boom! Bang
My Papa told me to stay out of trouble
"When you've found your man, make sure he's for real!".
I've learned that nothing really lasts forever
I sleep with the scars I wear that won't heal
They won't heal.
Crash! Boom! Bang!
I find the heart but then I hit the wall
Crash! Boom! Bang!
That's the call, that's the game and the pain stays the same.
I'm walking down this empty road to nowhere
I pass by the houses and blocks I once knew.
My Mama told me not to mess with sorrow
But I always did, and Lord, I still do
I'm still breaking the rules
I kick it up
I kick it down.
Crash! Boom! Bang!
I find the heart but then I hit the wall
Crash! Boom! Bang!
That's my real middle-name
It has always been the same
That's the call, that's the game and the pain stays the same.
I still feel the heat
Slowly fallin' from the sky
And the taste of the kissing
Shattered by rain
Comin' tumblin' from behind
And the wild holy war.
I kick it up
I kick it down
And every time I seem to fall in love
Crash! Boom! Bang!
I find the roses dying on the floor
Crash! Boom! Bang!
That's the tall, that's the game and the pain stays the same
That's my real middle-name
It has always been the same.
Oh Yea Oh Yea Oh Yea Uh-huh
Been the same, been the same
It has always been the same.
شنبه 1387/04/15
ورود بزرگسالان
داريم بازی می کنيم
نمی خواهيم کسی به ما بگه
«اين کارو بکن اون کارو نکن مواظب باش»
ورود بزرگسالان ممنوع
ما کلوب تشکيل می ديم
قرارهای سری ما
نمی خواهيم فاش بشه.
ورود بزرگسالان ممنوع
می ريم بيرون پيتزا بخوريم
نه هيچ کس. فقط من و دوستانم
لطفا بيرون.
راستی پول پيتزا رو نگفتم
ورود بزرگسالان آزاد.
جمعه 1387/04/14
You are free! Enjoy every fraction of it
جمعه 1387/04/14
هنر من و بزرگترین هنر من: فن زیستن در خویش. همین بود که مرا تا حال زنده داشت. همین بود که مرا از اینهمه دیگرها و دیگران بیهوده مصون می داشت.
هر گاه با دیگران بودم خود را تنها می دیدم. تنها با خودم، تنها نبودم اما، اما اکنون نمی دانم این "خودم" کیست؟ کدام است؟
هر گاه تنها می شوم گروهی خود را در من می آویزند که منم و من با وحشت و پریشانی و بیگانگی در چهره هر یک خیره می شوم و خود را نمی شناسم! نمی دانم کدامم؟
می بینی که چه پریشانی ها در بکاربردن این ضمیر اول شخص دارم، متکلم! نمی دانم بگویم از اینها من کدامم یا از اینها من کدام است؟ پس آنکه تردید می کند و در میان این "من" ها سراسیمه می گردد و می جوید کیست؟ من همان نیستم؟ اگر آری پس آنکه این من را نیز هم اکنون نشانم می دهد کیست؟
اوه که خسته شدم! باید رها کنم. رها میکنم اما چگونه می توانم تحمل کنم؟
تا کنون همه رنج تحمل دیگران را داشتم و اکنون تحمل خودم رنج آورتر شده است.
می بینی که چگونه از تنهایی نیز محروم شدم؟
دکتر علی شریعتی
شنبه 1387/04/08

آي گلهاي فراموشي باغ
مرگ از باغچه خلوت ما مي گذرد داس به دست
و گلي چون لبخند
مي برد از بر ما
سبب اين بود آري
راه را گر گره افتاده به پاي
باد را گر نفس خوشبو در سينه شكست
آب را اشك اگر آمد در چشم زلال
گل يخ را پرها ريخت اگر
در تك روزي آري
روشنايي مي مرد
شبنمي با همه جان مي شد آه
اختران را با هم
پچ پچي بود شب پيش كه مي ديدم من
ابرها با تشويش
هودجي را در تاريكي ها مي بردند
و دعاهايي چون شعله و دود
از نهانگاه زمين بر مي شد
شاعري دست نوازشگر از پشت جهان بر مي داشت
زشتي از بند رها مي گرديد
دختر عاصي و زيباي گناه
ماند با سنگ صبورش تنها
او نخواهد آمد
او نخواهد آمد اينك آن آوازي است
كه بيابان را در بر دارد
او نخواهد آمد
عطر تنهايي دارد با خويش
همره قافله شاد بهار
كه به دروازه رسيده است كنون
او نخواهد آمد
و در اين بزم كه چتري زده يادش بر ما
باده اي نيست كه بتواند شستن از ياد
داغ اين سرخ ترينن گل فرياد
كودكي را كه در اين مه سوي صحرا رفته است
تا كه تاجي بنشاند از گل بر زلفان
يا كه بر گيرد پروانه رنگيني از بيشه غم
با چه نقل سخني
بفريبيمش آيا
بكشانيمش تا آبادي ؟
پاي گهواره خالي چه عبث خواهد بود
پس از اين لالايي
خواب او سنگين است
و شما اي همه مرغان جهان در غوغا آزاديد
شعر در پنجه مهتابي
گريه سر داد و غريبانه نشست
چهارشنبه 1387/04/05
wish you where here
Wish You Were Here...
Me, oh, my country man,
Wish You Were Here...
I Wish You Were Here...
Don't you know, the snow is getting colder,
And I miss you like hell,
And I'm feeling blue...
Wish You Were Here...
Me, oh, my country man,
Wish You Were Here...
I Wish You Were Here...
Don't you know, the snow is getting colder,
And I miss you like hell,
And I'm feeling blue...
I've got feelings for you,
Do you still feel the same?
From the first time I laid my eyes on you,
I felt joy of living,
I saw heaven in your eyes...
In your eyes...
Wish you were here...
Me, oh, my country man,
Wish You Were Here...
I Wish You Were Here...
Don't you know the snow is getting colder,
And I miss you like hell...
And I'm feeling blue...
I miss your laugh, I miss your smile,
I miss everything about you...
Every second's like a minute,
Every minute's like a day
When you're far away...
The snow is getting colder, baby,
I Wish You Were Here...
A battlefield of love and fear,
And I Wish You Were Here...
I've got feelings for you,
From the first time I laid my eyes on you...
Wish You Were Here...
Me, oh, my country man,
Wish You Were Here...
I Wish You Were Here...
Wish You Were Here...
Don't you know, the snow is getting colder,
And I miss you like hell,
And I'm feeling blue...
Wish You Were Here...
Wish You Were Here...
Wish You Were Here...





